آن نواعير حماة عظيم بود. صليبيان آنها را ديدند و در آلمان متداول كردند.1 در زمان ابوالفدا (وفات‌: 1331)، تنها در حماة 32 ناعوره وجود داشت‌.2 نمي‌دانيم كه آنها چه مدتي در آن‌جا بوده‌اند. ابداع آنها تقريباً در هر زماني صورت مي‌گرفت يا تجديد مي‌شد: برخي انواع چرخاب‌ها را حتي فيلون بيزانسي‌، لوكرتيوس‌، استرابون‌، ويتروويوس‌، پليني و غيره هم تا حدي‌ مي‌شناختند. از اين‌رو نمي‌توان فكر اصلي آن را از مسلمانان دانست‌، بلكه در آنها برخي‌ اصلاحات صورت دادند و از آنها بهره‌برداري فراواني كردند.
سال 1269، در تاريخ بشريت اهميت چشمگيري دارد، چون در آن زمان بود كه پيتر غريب‌ رساله‌ٴ مغناطيس خود را نوشت و ويلهلم موربكي رساله‌ٴ ارشميدس را در باب اجسام غوطه‌ور مستقيماً از يوناني به لاتيني ترجمه كرد. اين نقطه‌ٴ عطفي در تاريخ علم مغناطيس و مبحث‌ تعادل مايعات است‌.

18. ساعت‌ها و دستگاه‌هاي خودكار. ساختن ساعت‌ها و ابزارهاي خودكار ديگر تخيل و قابليت‌ فني مسلمانان را برانگيخت‌. ولي دليلي در دست نيست تا باور كنيم كه در هيچ مورد اساسي از مكانيك‌دانان هلنيستي فراتر رفتند. در هيچ زمينه‌اي محدوديت استعداد آنان اين چنين مشهود نبود. علاقه‌ٴ آنان در همان اوايل پديدار شد، و شاهد آن يك ساعت آبي است كه هارون‌الرشيد در 807، به شارلماني هديه فرستاد. اندكي بعد، مقارن اواخر همان سده‌، از ابزارهاي مختلفي خبر مي‌يابيم كه ليون سالونيكي ابداع كرده بود، ولي نه مسلمانان و نه بيزانسيان به اختراع تازه و باارزش توفيق نيافتند، جز اين كه مسلمانان به بازي كردن با ابزارهاي خودكار ادامه دادند.
اشاره‌هايي در اين زمينه در شاهنامه‌ٴ فردوسي (حدود 1010)، وجود دارد.
در يكي از دروازه‌هاي دمشق ساعت بزرگي بود كه به‌خاطرش آن دروازه را باب‌الساعه‌ مي‌خواندند. اين ساعت در حوالي نيمه سده‌ٴ دوازدهم‌، در آن‌جا قرار داده شده بود و بسياري از سياحان قرون وسطا بدان اشاره كرده‌اند. اين ساعت به‌وسيله‌ٴ شخصي به نام محمد بن علي‌ خراساني ساخته شده بود و پس از مرگ او پسرش رضوان بن‌الساعاتي آن را تعمير و مراقبت‌ مي‌كرد. ابن‌الساعاتي در 1203، رساله‌اي در شرح ساختمان و نگهداري ساعت نوشت‌.
مهم‌ترين رساله در باب ابداعات مكانيكي (بيشتر ابزارهاي آبي‌) را اسماعيل بن رَزّاز جَزَري‌ در 1205 در آمِد، واقع در دجله‌ٴ عليا نوشت‌. اين رساله جالب است ولي حايز اهميت واقعي‌ نيست‌. قسمت اول آن رساله (يكي از شش قسمت‌) از اقسام مختلف بَنْكام‌هايي بحث مي‌كند كه‌ براي تعيين ساعات يا اوقات معين به‌كار مي‌رفت‌. اطلاعات بيشتري در مورد ساعت‌هاي‌


1 .همين واژه در زبان‌هاي اروپايي به شكل‌هاي ديگر وارد شده است‌؛ مثلاً در انگليسي واژه‌ٴ noria به معناي دولاب از همين كلمه‌ٴ ناعوره گرفته شده است‌. -- و.
 M. Sobernheim,"Hama",Encyclopaedia of Islam, vol. 2, p.240, 1915 .2